شنبه ٠٢ بهمن ١٣٩٥
اخبار > شهید حنیفه درستی ،محبوب مردم و کابوس ضد انقلاب


شهید حنیفه درستی ،محبوب مردم و کابوس ضد انقلاب

او مناطق آلوده از ضدانقلاب مناطق كردنشين خوی را در مدت كوتاهی از لوث ضدانقلاب پاكسازی نمود و آرامش و امنيت كامل را به منطقه بازگرداند.

   

سردار سرتيپ پاسدار محمد حنيفه درستی در تاريخ1337/6/5 در دهستان قوروق از توابع شهرستان خوی آذربايجان غربی در يک خانواده انقلابی و مذهبی چشم به جهان گشود.در سال1344 براي كسب علم در مدرسه ابتدايی دهستان شروع به تحصيل نمود و تا ششم قديم ادامه تحصيل داد.

با توجه به مشكلات مالی و غيره ترک تحصيل كرد و كمک دست خانواده اش در امر كشاورزی مشغول شد تا موقعی كه وقت رفتن به سربازی فرا رسيد.

در سال1356 به خدمت سربازی اعزام شده و بعد از سپری نمودن آموزش، جهت ادامه خدمت به اصفهان رفت. زمان شاه، ‌خدمت سربازی واقعاً مشكل بود. نه مرخصی داشت و نه آسايش و با برخوردهاي ناشايست افسران و درجه داران طاغوتی مواجه بودند.

يكی از هم خدمتی هايش تعريف می كرد كه سردار با توجه به اينكه ارشد گروهان هم بود با يكی از افسران به خاطر فحاشی و تهمت برخورد كرده و درگير شده بود. بالاخره خدمت سربازی سردار مصادف شد با انقلاب شكوهمند اسلامی كه امام(ره) فرمودند سربازان پادگانها را ترك كنند.

سردار يكی از همان سربازان بود كه پادگان را ترک و در جمع مجاهدان حضور يافت و در تاريخ57/12/23 لباس رزم بر تن نمود و پس از طی يك دوره آموزشی به عنوان چریک در پادگانهای لشگر64 ارتش به مدت يك سال خدمت كرد تا اينكه به فكر پيوستن به صف سپاه پاسداران افتاد و در59/3/13 عضو رسمی سپاه شد.


او جزو افرادی بود كه پس از خدمت در يگانهای چريكي براي برقراری امنيت در منطقه قطور خوی حضور يافت و در اندک مدتی به دليل تجربيات و لياقتی كه از خود نشان داده بود، به عنوان فرمانده اردوگاه عملياتي منصوب گرديد و مناطق آلوده از ضدانقلاب مناطق كردنشين خوی را در مدت كوتاهي از لوث ضدانقلاب پاكسازی نمود و آرامش و امنيت كامل را به منطقه بازگرداند و اين را مردم شهيدپرور و انقلابی شهرستان خوي در ذهن دارند كه حنيف چگونه جنگيد و امنيت را به مردم مؤمن هديه داد.

سردار بزرگوار اسلام شهيد حنيف در22 تيرماه سال1360 ازدواج نمود و بعد از مدت بسيار كوتاهی از ازدواجش از آذربايجان غربی به عنوان فرمانده گروهان در تيپ27 حضرت محمد رسول ا...(ص) در جنوب كشور اعزام و در عمليات بزرگ فتح المبين شركت نمود و مجروح نيز گشت.

در برگشت از جبهه جنوب، سپاه پاسداران، گردانهای جندا... را راه اندازی كرد و سردار حنيف با لياقت و شجاعت و مردانگی كه از خود نشان داده بود، از سوی فرماندهان به عنوان فرمانده گردان جندا... خوي منصوب شد و تا سال1365 به عنوان يک فرمانده جسور در گردان جندا... در تمام شهرهای استان آذربايجان غربی اجرای عمليات نمود.


با توجه به نيروهاي كاركشته و جنگجويی كه در گردان بودند، حنيف هم بر خود می باليد، چون هر مأموريت سختی كه در منطقه بود به گردان حنيف واگذار می شد و آنان با تلفات بسيار كم از دشمن تلفات زيادی مي گرفتند و هميشه موفق بودند. در سال65 در عمليات حاج عمران سردار بعد از تک و پاتك های فراوان كه در منطقه بود شب و روز نداشت.

عمليات بسيار سنگين بود طوری كه توپ و خمپاره وجب به وجب منفجر می شد و رزمندگان به خوبی يادشان هست كه حنيف چه شهامتی به خرج داد و پشت سر هم به نيروهای عراق يورش مي برد كه نهايتاً از ناحيه آرنج دست چپ به وسيله قناسه دشمن به شدت مجروح شد. مجروحيت حنيف بر كسی آشكار نشد چون خودش نمي خواست نيروهای گردان بفهمند كه فرمانده آنان زخمی شده است.درد شديدي داشت و كف دستش را مشت كرده و بر دهانش فرو برده بود.

تا اینکه تعدادی از مسؤولين فهميدند و ايشان را سريعاً به بيمارستان نقده انتقال دادند و سردار شاكری كه آن موقع فرمانده سپاه خوی بود به عنوان فرمانده گردان به جای سردار حنيف فرماندهي را عهده دار شد.وی تا مداوای كامل مجروحيتش توان ماندن در عقبه را نداشت. در سال66 به فرماندهی گردان خود كه به نام مبارک حضرت ابوالفضل(ع) مزيّن شده بود منصوب گرديد و تا سال1369 در همان گردان به امورات محوله خود ادامه داد.


در سال1370 به عنوان فرمانده گروه رزمی شهداي مكه منصوب و باز همچنان به درگيري با دشمنان قسم خورده ادامه داد و نهايتاً با شجاعت هايی كه در كل منطقه داشتند از سوی فرماندهان لشگر به سمت فرمانده عمليات لشگر 3 ويژه شهدا منصوب و تا سال73 در همان پست يگانهای تابعه لشگر را از نظر عمليات هدايت نمود و باز اقتدار و امانتداری و دانش نظاميگری سردار حنيف باعث شد ايشان را به عنوان فرمانده تيپ سوم لشگر مستقر در منطقه عمومي زيوه اروميه معرفي كنند كه در آن منطقه نيز در عملياتهای فراوان، نفس از ضدانقلاب بريد و خطرناكترين فرماندهان گروهک های ضدانقلاب را به سزای اعمالشان رساند. در سال1376 نيز باز هم شجاعت و تجريه جنگی و دانش نظامی سردار سبب شد كه ايشان را به فرماندهی تيپ2 اباعبدا... الحسين(ع) منصوب نمايند كه تا شهادتش در همان تيپ به عنوان سرباز فداكار فرماندهی يگان قوی و مستحكم تيپ را عهده دار بود.
او در كنار رزم در ميدان های نبرد به تحصيل علوم مختلف پرداخت و تحصيلات عالي را در دانشگاه امام حسين (ع) سپري نمود.

او تاب ماندن در اين دنياي فانی را نداشت و به همراه يار ديرينش سردار قهاری و سردار زمانلو و ديگر همرزمانش شهادت را در آغوش كشيده و به ملكوت اعلی عروج كرد و در كنار ديگر همرزمانش آرام گرفت.


برخورد با مردم و مردمداری سردار
سردار سرتيپ پاسدار شهيد محمد حنيفه درستی هميشه به پرسنل يگان خود توصيه می كرد كه به هيچ وجه اهالی روستاها و عشاير را مورد آزار و اذيت قرار ندهيد. گاهی اوقات می شد كه ضدانقلاب در داخل منازل روستائيان و يا چادر عشاير پناه مي گرفت اما سردار طوری برنامه ريزی می كرد كه اگر درگيری مسلحانه روی می داد، ‌كسی از اهالی صدمه نبيند.

در طول چندين سال خدمت در كردستان مشاهده نشد سردار به منزلی برود و استراحت كند يا غذا ميل نمايد.با اينكه ريش سفيدان و شوراهاي روستا اصرار فراوان می نمودند ولی سردار ترجيح مي داد در كنار پرسنلش در مساجد روستا استراحت نمايد. اگر وارد روستايی مي شديم سردار اول از همه با بزرگان روستا گپي مي زد و آنها را به آرامش و همكاری دعوت می كرد.

چندين مورد گواه بوديم كه سردار به افراد تهيدست و فقرای روستائيان بدون اينكه كسي باخبر شود كمک می نمود و همين كار باعث شده بود كه پير و جوان تمام روستاهای كردنشين آذربايجان غربي نسبت به سردار احترام خاصي قائل بشوند و حتي در تشييع پيكر پاكش از تمام نقاط كشورمان اعم از سربازان و غيره شركت كرده و برای شهادت سردار افتخارآفرين كه زود پرواز كرده بود، غمگين و سياه پوش شوند.


قدرت فرماندهي و تصميم گيري سردار
سردار شهيد حنيف فرماندهی مقتدر، شجاع، ‌جسور و صبور و محتاط بود.عمليات ها را با قدرت تمام انجام می داد و از درگيری هيچ واهمه ای نداشت. خود به عنوان نفر و تكاور، جلوتر از همه حركت می كرد و درگير مي شد طوري كه فرماندهان و حتی نيروها می گفتند سردار شما تشريف نياوريد و يا اگر مي آييد با پوشش نظامی تشريف بياوريد ،اما سردار قبول نمی كرد و به سربازان مي گفت پسرم، ‌خون من از تو رنگين تر نيست.

همين امر ياعث شده بود هر عمليات و كمين يا جنگی مي شد، اگر سردار به گروهی مي گفت بالای ارتفاعی برويد و حتماً شهيد هم خواهيد شد، نيروها به همديگر اجازه نمي دادند و مي گفتند ما مي رويم. چون مي دانستند هر معركه ای كه باشد، سردار بالشخصه حضور خواهد يافت.

توجه به دستورات الهي و نماز اول وقت
سردار سعی می کرد هيچ وقت نمازش را فرادی نخواند و به همه توصيه مي كرد نماز را به جماعت برگزار كنند. نماز اول وقت سردار را كسانی كه با ايشان بودند، به خاطر دارند. قبل از اذان صبح بيدار بود تا نمازش قضا نشود و به خانواده اش نيز هميشه توصيه مي كرد که سعی كنيد نمازتان را اول وقت بخوانيد. در ايام عزاداری، ‌واحد فرهنگي يگان را صددرصد تأمين مي كرد كه عزاداري به نحو شايسته و خداپسندانه برگزار گردد.

نمازخانه يگانهای تحت امر تيپ را با هزينه هاي سنگين درست می كرد تا پرسنل از هر لحاظ بتوانند با آرامش كامل به عبادت بپردازند. فاصله اتاق استراحت سردار با نمازخانه در محل تيپ2 زياد بود، ‌اما در هواي گرم يا برف و باران، سردار به نمازخانه مي آمد و پرسنل هم هميشه در گوشه و كنار ساختمانها می ماندند تا سردار وارد مسجد شود و آنها بعداً به داخل بروند و سردار هميشه در صف های عقب مي ايستاد تا سربازان را تشويق كرده باشد.

فردی خداشناس بود كه خداوند او را طلبيد و به زيارت خانه خدا رفت. می گفت در آنجا زيارت آقايم اباعبدا... الحسين(ع) را طلبيده ام كه نهايتاً دو مرتبه پشت سر هم به زيارت عتبات عاليات نيز مشرف گرديد و از كربلای حسينی براي خودش لباس آخرت (كفن) كه مزين به دعا بود را هديه آورد و گفت که اگر من شهيد شدم كفنم اين باشد كه خداوند هم او را به آرزويش رساند و به دست حجت الاسلام حجازی همان كفن بر پيكر پاكش پوشانده شد.

امانتداری و حفظ بيت المال

سردار سرافراز اسلام شهيد حنيف، نسبت به حفظ بيت المال بسيار جدی بود و اجازه نمی داد به هيچ وجه ريالی از بيت المال اسراف شود.به عنوان مثال در منطقه آلواتان سردشت كه عمليات هم بود، از اهالي منطقه و تعدادي از خيّرين شهرستان خوي به همراه نماينده مجلس و رؤسای تعدادی از ادارات به ديدار گردان آمده و مقادير زيادی پول جمع آوری كرده بودند تا به عنوان هديه مردمی به گردان تحويل دهند.

سردار با اصرار تأكيد داشت كه من فرمانده پشتيباني يگان را به شما معرفي مي كنم و شما هم زحمت را قبول نموده و خودتان با اين مبلغ بر حسب نياز منطقه و رزمندگان، وسايل را خريداري نماييد و تحويل پشتيباني دهيد تا بين رزمندگان تقسيم گردد. امانتداری سردار زبانزد خاص و عام بوده و هست. اصلاً اجازه نمی داد ريالی از كسی كم و كسر شود .سردار در همه جا اينگونه زيست و رفت.


گرامی داشتن شهدا و احترام خاص به گلگون كفنان

سردار سرتيپ پاسدار با اينكه خود در حكمِ شهيد زنده بود، ولي احترام و ارادت كامل و بخصوص به شهدا داشت.یکی از دوستان شهید نثل می کند:«يادم هست در سال1381 تعداد250 نفر از شهداي جنگ تحميلي با تشريفات و مراسم خاص از منطقه حاج عمران پيرانشهر و شهرهای مختلف به زادگاهشان تشييع می شد. در حاج عمران، ما به همراه چندين نفر از رزمندگان پاسدار تيپ2، تابوت شهدا را به صورت منظم روی كفی تريلی ها چيده و تزئين می كرديم. اندكی وقت لازم بود تا تابوتها روی ماشين قرار گيرد و دو نفر از برادران، ‌تابوتی كه روی دستشان بود بر زمين گذاشتند.

بنده سردار را ديدم كه روي ماشين ايستاده بود. از ديدن اين وضعيت گريه اش گرفت و با عصبانيت به برادران گفت شما تحمل چند دقيقه را نداريد كه شهيد را زود روی زمين گذاشتيد. پيكر دو تن از شهدا را كه تقريباً جسم سالمي داشتند، ‌داخل حوزه نمايندگي در تيپ2 بردند و در تابوتهای شيشه ای گذاشتند. سردار همان شب را تا صبح پيش شهدا ماند.»

وصیت نامه سردار شهید محمد حنیفه درستی:
بسم الله الرحمن الرحيم
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان علی ولی الله
شهادت می دهم به يگانگی خداوند متعال و شهادت می دهم به رسالت و نبوت حضرت خاتم الانبياء محمد مصطفی(ص) شهادت می دهم كه حضرت علي ابن ابی طالب ولی و وصی حضرت رسول اكرم می باشد.

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند               واندر آن ظلمت آب حياتم دادند
چه مبارك سحري بود چه فرخنده شبي           آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند

سلام وصلوات خداوند بر روح پاك حضرت رسول اكرم (ص)وائمه معصومين(ع)،سلام وصلوات بر محضر آقا امام زمان عجل الله فرجه الشريف خاتم امامان معصوم(ع).شهادت می دهم كه حضرت مهدی در غيبت كبری می باشد و انشاءالله بنا به تشخيص خدا روزی قيام خواهد كرد.
سلام و صلوات بر روح بلند امام امت خمينی كبير رهبر بزرگ انقلاب اسلامي كه مارا از ظلم وستم طاغوت واستكبار جهان خوار شرق وغرب خصوصا آمريكای جنايتكار رهایی بخشيد و در اين عصر ما را به راه راست هدايت فرمود.سپاس و ستايش خداوند منان را كه بر ما منت نهاد و ما را در عصر خميني به دنيا آورد و ما با ديدبصيرت و آگاهی و اختيار كامل راه امام امت را انتخاب كرديم و در اين راه به جهاد همه جانبه پرداختيم و عنوان پاسداری اسلام را به بركت وجود امام عزيزمان براي خود برگزيديم وهشت سال با صداميان وجهان خواران ومعاندان نظام مقدس اسلامی به جنگ پرداختيم تا ياری خدا شامل حال ما باشد و نظام مقدس جمهوری اسلامي را از شر ستم كاران نجات داديم. سلام وصلوات بر ولی امر مسلمين جهان حضرت ايت الله خامنه ای،رهبر وفرمانده كل قوا بعد از رحلت امام اين كشتي عظيم اسلامی را هدايت می كندو حقا راه امام امت را طی مي نمايد.


همه همكاران وهمرزمان و دوستان و آشنايان را توصيه می كنم راه امام امت راكه همان راه انبيای عظام و اولياءگرامي می باشد ادامه بدهند و در دفاع از مقام معظم رهبری و حكومت اسلامی از هيچ گونه كوششي دريغ نورزند تا انقلاب را به انقلاب مهدي(عج)متصل نمايند.خانواده خودم و برادران و خواهران را به پاكی وعفت دعوت مي نمايم. وصيت می كنم بعد از من حجاب اسلامی را رعايت نموده و زينب وار ادامه دهنده راه من باشند.
راه و هدفی كه حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) در مدت كوتاهی ترسيم نمودند، تلاش و هوشياری و استقامت دهنده آن يعنی زينب قهرمان بود كه بعد از چهارده قرن هنوز ادامه پيدا كرده و حفظ شده است.ما و شمادر تكميل آن مسير بايد اقتدا كنيم به حضرت زينب سلام الله عليها.
اكنون كه زيارت بيت خدا نصيب من شده و انشاءالله جمعه حركت ميكنم،خانواده ام موظف هستند موارد زير را بعد ازمن انجام بدهندو طبق وصيت من دراين وصيتنامه عمل كنند:
1ـ اگر در مدينه از دنيا رفتم در قبرستان بقيع يا نزديک آن دفن شوم و خانواده ام از دفن من در كنار شهدای بقيع و امامان ناراحت نباشند.
2ـ البته شهادت در راه حق وملحق شدن به شهدای اسلام آرزوی ديرينه من است كه اگر اين هم حاصل شد ،در كنار همرزمان شهيدمان دفن شوم.
3ـ هيچ حق شخصی برگردنم ندارم،در صورتی كه كسی مطالبه شخصی نمود ،با ارائه سند ومدرك ويا ادله كافی تحويل دهيد.
4ـ وصي من برادر بزرگم حاج ولی درستی می باشدكه شرعا مجاز هستند برابر وصيت اينجانب عمل نمايند.
5ـ سرپرستی فرزندانم به عهده همسرم مي باشد.
6ـ فرزندانم را توصيه ميكنم به تزكيه نفس وتحصيل علم،فقط از طريق كسب علم می توانيد راه بنده را ادامه دهيد.
7ـ اگر در مدت دوران دفاع مقدس و بعداز آْن در مناطق ماموريتی نتوانستم به صورت معمول مثل همه پدران در كنار شما باشم،برحسب وظيفه شرعی واحساس تكليف الهي وتعهد پاسداري باخدايم معامله كردم وهركه با او معامله كند درنهايت ضرر نمی كند.شما نيز دنيا را وسيله ای برای رسيدن به او قرار بدهيد.خدايا كمكم كن بنده تو باشيم.برای تو زندگی كنيم و برای تو بميريم.
محمد حنفيه درستی 1374/1/29

 

تاریخ مخابره: 1394/10/25  |  زمان: ٠٧:١٩  | شماره خبر: ٢٤٦٩١٧  

 

خروج